تاکسونومی سؤالها

 سؤالهاي چند گزینه اي که براي آزمون اهداف شناختی طرح میشوند در گروه پزشکی جهت سهولت کار بطورکلی در سه دسته و سطح زیر مطرح میشوند و بنام تاکسونومی 1 و 2 و 3 معروف شده اند:

 یادآوري و بازشناسی: (Recognition Recal) 

تاکسونومی1

 در این سؤالها فرد کافی است آنچه را که قبلاً خوانده است و در حافظه خود محفوظ داشته مستقیماً با انتخاب گزینۀ مورد نظر آنرا نشان دهد.

 اینگونه سؤالها در سطح اول و پلۀ ابتدایی یادگیري قرار میگیرند مثال:

 کدام هورمون، توسط غده هیپوفیز مبتلا به آدنوم اسیدوفیل، بیشاز اندازه تولید میشود؟

 الف- تیروتروپینب - آدرنوکورتیکوتروپین ج - سوماتوتروپین د- گونادوتروپین

 تفسیر اطلاعات  (Interpretation)

 تاکسونومی 2

 پاسخ به اینگونه سؤالها علاوه بر حافظه، به تفسیر و برگرداندن اطلاعات از شکلی به شکل دیگر بستگی دارد. مثلاً

 دانشجو، کلیشۀ رادیوگرافی قفسه سینه یک فرد سالم را با یک فرد مسلول مقایسه کرده و تفاوتهاي آنها را بیان میکند و با یک منحنی را تجزیه و تحلیل میکند. این گروه از سؤالها در سطح بالاتري از یادگیري قرار دارند

 البته به شرط آنکه امتحان دهنده این تصاویر؛ منحنیها و رادیوگرافیها را قبلاً ندیده باشد و براي او تازگی داشته باشد در غیر این صورت تاکسونومی سؤال به 1, تنزل میکند.

 حل مسئله (Problem Solving)

 تاکسونومی 3

 پاسخ به اینگونه سؤالها علاوه بر حافظه به سطوح بالاتري از یادگیري مثل تجزیه و تحلیل و حتی ترکیب و ارزشیابی نیاز دارد. در انیگونه سؤالها اطلاعات مختلفدر کنار هم قرار گرفته و کلاً بصورت مجموعهمعنیداري در می آیند.

 سؤالهاي این دسته ممکن است براساس گزارشهاي کلینیکی باشد که دانشجو لازم است از آن براي تشخیص افتراقی و معالجه بیماري استفاده نماید همچنین ممکن است گروههایی از اطلاعات ارائه گردد که دانشجو آنها را تجزیه و تحلیل نموده و مسئله را حل نماید.

 سؤالها در این دسته ممکن است گزارشهاي کنفرانس کلینیکال پاتولوژي بر مبناي یکمورد کلینیکی تنظیم شده باشد. همچنین گزارشهاي یک پروژه تحقیقاتی نیز میتواند در این دسته از سؤالات قرار گیرد.

 مثل: یکمرد 37 ساله به علت زخم معده تحت عمل گاسترکتومی ساب توتال قرار گرفت در دومین روز صبح بعد از عمل، درجه حرارت بیمار 103 درجه فارنهایت همراه با تاکی کاردي 130 و بطور جزئی تاکی پنه داشت

 محتملترین تشخیص کدام است؟

الف - عفونت محل زخم ب - عفونت ادراري ج - ترومبوفلبیت د- آتلکتازي ه- آبسه تحت دیافراگم

 یک امتحان ممکن است داراي سوالهاي با تاکسونومی مختلف باشد. تعیین درصد سئوالهاي یاد شده بستگی به اهداف امتحان دارد. مثلا براي دانشجویان دوره علوم پایه ممکن است تعداد سوالهاي با تاکسونومی 1 نسبت به تاکسونومی 3 بیشتر باشد و برعکس براي دانشجویان دوره بالینی که بطور مستقیم با بیمار در ارتباط هستند, درصد سوالهاي امتحان با تاکسونومی بالاتر اهداف امتحان را بیشتر بیان میکند لذا اعتبار آن نیز بیشتر است.

 راهنمائیهایی جهت طرح سؤالهاي چند گزینه اي با تاکسونومی بالا (تفسیر اطلاعات وحل مسئله)

 با توجه به اینکه طرح سؤال چند گزینهاي از نوع حل مسئله (که در حقیقت از اهداف اصلی یادگیري براي یک پزشکی است که با بیمار مواجه است) یا تاکسونومی 3 قدري مشکل است. راهنماییهاي زیر میتوانند در تبدیل سؤالات با تاکسونومی پایینتر به سمت سؤالهاي حل مسئله مفید واقع شود:

 -1 جمع آوري اطلاعات:

 طرح ذهنی یک بیمار بصورت جمع آوري اطلاعات کلینیکی و هر چه به او مربوط میشود، شروع میشود. مثلاً تاریخچه، معاینه، اطلاعات آزمایشگاهی، عکس یک زخم، حالات ظاهري بیمار، نمونه هاي آزمایشگاهی، کلیشه چارت بیماران، یک پروژه تحقیقاتی و نتایج بدست آمده با منحنیها و جداول. شروع ،EKG ، رادیوگرافی جمع آوري اطلاعات بهتر است بطور فعال صورت گیرد.

 -2 اطلاعات جمع آوري شده به اندازه کافی باشد.

 اگر اطلاعات مربوط به بیمار بیش از نیاز حل مسئله باشد، ممکن است سؤال را به تاکسونومی 1 تنزل دهد و اگر سؤال کم باشد مشکل در پاسخگویی ممکن است پیش آید. (stem) مقدار اطلاعات بدنه

 -3 طرح موضوع سؤال هر چه ممکن است به شرایط طبیعی و حقیقی نزدیکتر باشد. این مسئله سبب ایجاد انگیزه در دانشجویان و تلاش بیشتر آنان میشود.

 -4 از اطلاعات خام و تفسیر نشده استفاده شود:

 مثلاً مناسب نیست که ذکر شود در مقایسه قلب طبیعی بود یا گازهاي خون حاکی از وجود آلکالوزیس ریوي بود.

 بلکه بهتر است تفسیر اطلاعات را به امتحان شونده واگذار نمود. و ... یک نوع راهنمائی ناخواسته میباشند که ممکن است rash ، کلماتی مانند عرق شبانه، ضعف و تب جزئی مسئله را براي دانشجو آسان و او را به سمتموضوع خاصی، هدایت کند.

 -5 سؤال با مشکل شروع شود نه با تشخیص:

 اگر سؤال با تشخیص شروع شود، همه اطلاعات خود بخود حول آن تشخیص دور میزند و در نتیجه دانشجو بدون تفکر و تلاش به حل مسئله میرسد و ممتحن نیز ممکن است راهنماییهاي ناخواسته متعددي که معمولاً در دسترس دانشجو نیست، ارائه نماید.

 -6 از موارد بیماري ناآشنا استفاده شود:

 اگر از بیماران مطرح شده در سر کلاس مستقیماً سؤال طراحی شود، در حقیقت از حافظه دانشجو استفاده شده و لذا تاکسونومی سؤال به سمت 1 سوق میکند زیرا فقط حافظه دانشجو سنجیده میشود.

 مثال:سؤال زیر داراي تاکسونومی ... است:

 

- معالجه مناسب براي مننژیت مربوط به کریپتوکوکال چیست؟

ب- . . . . . . . ج - . . . . . . . د- . . . . . . . B الف- آمفوتریسینتاکسونومی سؤال فوق را که گزینه(الف(جواب آن است به طرق زیر میتوان بالا برد:

 -1 ابتدا نتیجه آزمایش مایع نخاعی را ارائه کرده، سپس سؤال میکنیم این نتیجه مربوط به چه نوع مننژیتی است (به سمت تاکسونومی 2)

 -2 نتیجۀ آزمایش مایع نخاع را ارائه و سپس سؤال میکنیم چه درمانی براي بیمار لازم است؟

 -3 اطلاعاتی در مورد علائم بیماري مننژیت مربوطه به کریپتوکوکوس ارائه داده، نتیجه معالجه بیمار باردارو نیز ( ارائه میشود سپس سؤال میشود که براي اداره و کنترل بیمار چه اقدامی انجام میدهید؟ (تاکسونومی 3

 Minimum Pass Level حد نصاب قبولی

 حداقل نمره اي را که یک دانشجو جهت قبولی در یک درس باید کسب کند حد نصاب قبولی گویند. قبل ازاجراي امتحان و پس از تهیه و طرح سئوالها حد نصاب قبولی تعیین میشود.میزان آن در هر درسی با توجه به قضاوت ممتحنین و آسان یا دشوار بودن سئوالها میتواند متفاوت باشد.

براي تعیین حد نصاب قبولی امتحان روش هاي مختلفی وجود دارد. در اینجا به روش رایجی که در کارگاههاي آموزشی مرکز توسعه آموزش توسط آقاي دکتر رضائی و همکارانشان ارائه میگردید که خیلی دقیق بوده و شبیه روش ندلسکی استمی پردازیم

. نحوه تعیین حد نصاب قبولی یک امتحان:

 1.       ابتدا گزینه هاي هر سئوال جداگانه مورد بررسی قرار میگیرد.

 2.       به گزینه هاي غلطی که دانشجوي لب مرز(ضعیف)قادر باشد براحتی آنها را کنار بگذارد، ارزش صفر داده می شود.

 3.       به گزینه هاي غلطی که دانشجوي لب مرز قادر به تشخیص غلط بودن آنها نشود،نسبت به میزان نزدیک بودن آنها به جواب صحیح اعدادي نظیر 0,25، 0,5 ، 0,75 داده میشود.

  4.       به پاسخ صحیح بارم سئوال مثلا عدد 1 داده می شود.

 5.       اعداد بدست آمده و بارم سئوال جمع میشود.

 6.       بارم در نظر گرفته شده به جمع بدست آمده تقسیم می شود.

 مثال:

 کدام یک از بیماریهاي زیر باعث بزرگی غده اشکی میشود؟0/ الفهوجکین 750/ بلوپوس 5ج- سارکوئیدوز 1د- پري آرتیریتیسنودوزا 010/ حد نصاب قبولی = ------ = 571/75در این سئوال انتظار می رود که دانشجوي لب مرز به غلط بودن گزینه (د) که از گزینه صحیح بسیار دور میباشند، پی ببرد، لذا براي آن گزینه صفر قائل می شویم. گزینه الف و ب را که تا حدودي می تواند دانشجوي ضعیف 0 داده می شود. /5 ،0/ را گول بزند براساس نزدیکی به پاسخ صحیح امتیازاتی نظیر 25براي بدست آوردن حد نصاب قبولی کل امتحان، حد نصاب هاي قبولی سئوالات را جمع کرده بر تعداد سئوالات تقسیم می نمائیم.

 مجموعه حد نصاب قبولی سئوالاتحدنصاب قبولی امتحان - -------------------------- × 100تعداد سئوالاتبعنوان مثال اگر آزمونی داراي 10 سئوال با حد نصاب هاي قبولی زیر باشد، حد نصاب کل امتحان به طریق زیربدست می آید :0/15 – 6 0/33 – 10/25 – 7 0/5 – 20/33 – 8 1 – 30/33 – 9 0/5 – 40/5 - 10 0/5 – 54/99100 * ------ = حد نصاب قبولی امتحان = %49/91049/9 نشان دهنده درصد نمره اي است که دانشجوي لب مرز باید بدست آورد تا مورد تایید قرار گیرد، بعبارت دیگر حداقل نمره قبولی می باشد.

 ضریبدشواري سؤال:

 گویند (Difficult Indox) درصد کل آزمودنی هایی را که به یک سؤال جواب مثبت میدهند ضریب دشواري نمایش داده میشود. P و با حروف اگر در تحلیل سؤال کلیۀ افراد یا کلیۀ برگه هاي امتحانی دخالت داشته باشند (زمانی که تعداد کل برگه هاي امتحانی 20 عدد یا کمتر باشد) براي محاسبۀ ضریب دشواري سؤال کافی است که تعداد کل افرادي که به سؤال جواب صحیح داده اند بر تعداد کل آزمون شوندگان تقسیم کنیم و نتیجه را در 100 ضرب نمائیم. رقم حاصل، ضریب دشواري سؤال است. اما در مواردي که تعداد آزمون شوندگان زیاد است و اطلاعات ما به نحوه پاسخ دهی افراد گروه بالا و پائین محدود میشود باید از فرمول زیر استفاده نمود.

 تعداد جوابهاي صحیح گروه پائین + تعداد جوابهاي صحیح گروه بالاP = ضریب دشواري سؤال = × 100تعداد افراد گروه بالا + تعداد افراد گروه پائین هر اندازه ضریب دشواري یک سؤال بزرگتر(به 100 نزدیکتر) باشد آن سؤال آسانتر و هر اندازه این ضریب کوچکتر (به صفر نزدیکتر) باشد سؤال دشوارتر است. شاید بهتر باشد به جاي ضریب دشوار واژة ضریب سهولت را بکار برد. (Facility Imdex) یا آسانی0 حداکثر اطلاع را دربارة تفاوت بین آزمودنیها را بدست میدهند ولی در / 0 تا 7 / بطور کلی ضریب دشواري 3

 شرایط خاص ضریب دشواري فرق میکند. مثلاً آزمونی براي فوق لیسانس (کارشناسی ارشد یا دکتري براي انتخاب بهترین داوطلبان بکار میرود و حدوداً 10 % بالاي داوطلبان را برمیگزیند باید شامل سؤالهاي بسیار دشوار باشد و برعکسآن آزمونی که براي انتخاب کودکان براي یکدوره آموزش اصلاحی باید شامل سؤالهاي خیلی آسان باشد.

 (Discrimminative Index) ضریب تمیز سؤال

 برخلاف ضریب دشوراي که میزان آسان یا سخت بودن یک سؤال را براي آزمون شوندگان نشان میدهد, ضریب مشخص میشود، قدرت سؤال را در تمایز و تشخیص گروههاي قوي و ضعیف آزمون d یا DI تمیز که با شوندگان مشخص میکند. یعنی معلوم میکند که سؤال تا چه اندازه میتواند گروه قوي را از ضعیف جدا سازد و براي محاسبه آن از فرمول زیر استفاده میشود:

 DI(d) = تعداد جوابهاي صحیح گروه پائین - تعداد جوابهاي صحیح گروه بالا = ضریب تمیز سؤالتعداد افراد گروه بالا(یا پائین)مثال:مشخصات پاسخ به یکی از سؤالهاي آزمونی با 60 نفر شرکت کننده به قرار زیر است با توجه به اینکه گزینه بوده است ضریب تشخیص این سؤال را محاسبه نمائید. B صحیح سؤالگزینه ها A B C D E1 13 3 3 0 دانشجویان بالاي کلاس3 3 7 7 0 دانشجویان پایین کلاس4 16 10 10 0 جمعضریب تشخیص = d =13 – 3 = 10 = 0/520 200 نشان دهنده آنست که این سؤال در حد مطلوبی توانسته است گروه بالا (دانشجویان با نمرات بالاي / رقم 5آزمون) و گروه پائین (دانشجویان با نمرات پائین این آزمون) را از یکدیگر متمایز نماید. یعنی از 20 نفر گروه بالا13 نفر به سؤال، جواب صحیح داده اند در حالی که تنها 3 نفر از 20 نفر گروه پایین به این سؤال جواب صحیح داده اند.

هر قدر ضریب تمیز بزرگتر باشد، قدرت تمیز آن سؤال بیشتر و هر قدر این ضریب کوچکتر باشد قوة تمیز0 باشد آن سؤال آزمون شوندگان قوي و ضعیف را خیلی خوب از / آن کمتر است. مثلاً اگر ضریب تمیز سؤال 9هم جدا خواهد نمود، ضریب تمیز صفر ( 0) حاکی از این است که سؤال به هیچ وجه نتوانسته بین گروه قوي و ضعیف تمایز قائل شود.

 اگر ضریب تمیز سؤالی منفی باشد. نشان دهندة آن است که در آن سؤال گروه قوي بدتر ازگروه ضعیف عمل کرده است. این گونه سؤالها داراي معایب اساسی هستند که باید به کلی کنار گذاشته شوند یا در آنها تجدید نظر اساسی صورت پذیرد. اگر سؤال داراي اشکال فنی نباشد، دلیل چنین ضریبی میتواند این باشد که افراد گروه بالا یا آن سؤال را به طور کامل یاد نگرفته اند یا آن را به غلط آموخته اند.

 بنابراین، تمامی ضرایب تمیز سؤالهاي آزمون باید مثبت باشند.

 جهت مطالعه بیشتر، توجه شرکت کنندگان عزیز را به دو کتاب زیر جلب می نمائیم:-1 روشهاي اندازه گیري و ارزشیابی آموزشی نوشته دکتر علی اکبر سیف چاپ سوم بهار 1378-2 تکنیکهاي ارزیابی در پزشکی نوشته: دکتر حمیدرضا رضایی، فرنگیس شوقی شفق آریا و همکاران. انتشارات آمد سال 1377__